محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

619

آثار عجم ( فارسى )

آنها هم از خزف بود و در بعضى استخوان پوسيده و در بعضى خاك بود ، از زير زمين درآورد و مىگفت : در 2 هزار 3 هزار سال ، مردم اين نواحى مرده‌هاى خود را در اين خمره‌ها دفن مىنمودند . . . ( امير كبير ، ص 1334 ) . 11 . رك : ديوان فرصت الدّوله شيرازى ، كتابفروشى محمودى ، ص 475 . 12 . دربارهء ملّا حسن كبگانى ، رجوع شود به شعر دشتى و دشتستان از عبد المجيد زنگويى ، ص 321 تا 332 و شروه‌سرايى در جنوب ايران از على باباچاهى ، ص 339 تا 379 . 13 . دربارهء فارس و درياى فارس ، رجوع شود به فارسنامهء ناصرى ، امير كبير ، پارس و شهرستانهاى آن در شاهنامهء فردوسى ، از دكتر منصور رستگار فسايى ، ص 139 به بعد و همانجا ، ص 1600 . 14 . تيسفون پايتخت ايران در عهد خسرو اوّل به منتهاى وسعت خود رسيد . تيسفون ، نام بزرگترين شهر از چند آبادى بود كه مجموع آنها را معمولا « شهرها » يا به زبان سريانى « ماحوزه » مىخواندند - يعنى شهرهاى پادشاه - و گاهى مديناتا ( to medin ) يا مدينه ( شهرها ) مىگفتند و همين لفظ است كه عرب آن را به صورت المدائن پذيرفته است . تيسفون و شهرويه اردشير سلوكيهء قديم - مهمترين شهرهاى مدائن به شمار مىآيد . ( محمّد جواد شريعت ، آئينهء عبرت ، ص 3 و 4 ) 15 . تيسفون كه آن را به زبان پهلوى ، تيسپون ( n Tisp ) مىگفتند ، در مشرق دجله واقع بود . حصارى به شكل نيمدايره با برجهاى بسيار داشت ؛ وسعت زمينى كه بين شطّ و اين حصار افتاده بود - بطوريكه آثار آن هنوز ديده مىشود - تقريبا به 58 هكتار مىرسيد و اين همان است كه آن را مدينة العتيق يا شهر قديم مىگويند . . . در مشرق تيسفون ، محلهء اسپانبر ( nbar asp ) واقع بود و اين محلّى است كه امروز ، بقعهء سلمان در آن ديده مىشود . ( همانجا ، ص 4 ) . 16 . بناى قصرى كه ايرانيان آن را كسرى يا ايوان كسرى مىنامند و در محلهء اسپانبر واقع است ، به خسرو اوّل نسبت داده‌اند و هرتسفلد عقيده دارد كه طاق كسرى ، از بناهاى عهد شاهپور اوّل است . مجموعهء خرابهء اين كاخ و متعلّقات آن ، مساحتى به عرض 300 و طول 400 متر را پوشانيده است . در اين مساحت ، آثار چند بنا ديده مىشود . علاوه بر طاق كسرى ، عمارتى است در فاصلهء 100 متر در مشرق